كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

741

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

شود . سپاه ظفرپناه به آن قلعه رسيده و كسى را نديده گوسفندى چند گرفتند و خانه‌هاى آن خاكساران را آتش زده چون باد از آب گذشتند و از اطراف و اكناف آن كوه بلند مجاهدان سعادتمند سپاهى و لشكرى چون كبك برآمدند و روى به آن سنگدلان كوه نهاد نهادند و از امرا شيخ ارسلان از جوانغار پيش از همه بالا رفت و على سلطان از طرفى ديگر كافران را رانده جاى ايشان گرفت و امير شاه ملك جنگهاى دلاورانه كرد و دلاوران نامدار به يك‌بار از جوانغار و برانغار چون مبشر و منگلى خواجه و سونجك بهادر و شيخ على سالر « 1 » و موسى كمال و حسين ملك قوچين و مير حسين قورچى برآمده آثار مردانگى به ظهور رسانيدند و بسيارى را از آن خون‌گرفتگان به تيغ آبدار گذرانيدند و سه شباروز آن مجاهدان پيروز چون بهرام خون‌آشام از بامداد تا شام با آن زحل‌صفتان نحوست‌فرجام جنگ كردند و جمعى از غازيان از بالاى كوه فتاده سعادت شهادت يافتند . امّا بيشتر آن بىدينان به دوزخ شتافتند . روز چهارم جمعى كه مانده بودند به عجز و زارى امان طلبيدند . حضرت صاحب‌قران فرمود كه جرم‌بخشى و جان‌بخشايى صفتى محمود است . امّا كافران محلّ ترحّم نيستند . حضرت عزت با وجود درياى رحمت بر ايشان نمىبخشايد انّ اللّه لا يغفران يشرك به . اگر مسلمان شوند خون و مال مىبخشم و آق سلطان كشى را به ميان ايشان فرستاد و كلانتران ايشان اين سخنان به زبان ترجمان گفته و شنيده قبول كردند و كلمهء توحيد بر زبان آوردند و همراه آق سلطان به خدمت حضرت صاحب‌قران آمدند و آن حضرت ايشان را خلعت داده بازگشتند و باز بر سر كفر و ضلال خود رفته مرتدّ شدند و بر امير شاهملك شبيخون آوردند و امير صائب تدبير آگاه بوده جنگهاى سخت كردند و لشكر به تمام متوجه آن ملاعين شده بسيار به تيغ بىدريغ گذرانيدند و جمعى خسته جسته و باقى كشته گشته و زنان و فرزندان ايشان را برده برده از سرهاى آن زمرهء بىدين كه هرگز سر بر زمين سجدهء ربّ العالمين ننهاده بودند منارها برافراشتند و تاريخ آن غزو نامدار كه در ماه مبارك رمضان واقع

--> ( 1 ) . ظف : سالبر دلاور - س ندارد .